خرید بک لینک
ای که بیمارت شدم ای آنکه درمان گشته ایقولِ درمانم چه شد شاید پشیمان گشته ای گفته بودم آمدی جویایِ احوالم شویتب نمودی بر تنم اسباب هذیان گشته ای من تو را درمان نمودم پس تو درمانم نمابس که گریان سجده ک

برچسب: نویسنده: آرمان زارعی تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 5:10

حال من بد شد کسی باور نداشتقصد درمانم کسی در سر نداشت آسمان شعر از جدایی می سرودکس ندانست برکه نیلوفر نداشت چشم من شب تا سحر بی خواب اوحاصلی داروی خواب آور نداشت خون من در دل به جوش افتاده بودباده سر

برچسب: نویسنده: آرمان زارعی تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 5:10

تنها رها کردی مرا در حال خود حیران چرازانوی غم کردم بغل در گوشه ای پنهان چرا گفتی مداوا می کند آهنگ باران حال منآهنگ غم بر شیشه می کوبد کنون باران چرا آرامشش باران شود هر قلب نا آرام ولیتا می زند بارا

برچسب: نویسنده: آرمان زارعی تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 5:10

هیچ آشنای دردی چون آشنای ما نیستدرمان درد من او جز او دوای ما نیستحالم خراب و دنیا گویی که جای ما نیستبا هر کسی خدا هست اما خدای ما نیست مردابِ خسته ای بود با قصّه آشنا بودهر گوشه اَش ز فردی دل خسته ر

برچسب: نویسنده: آرمان زارعی تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 5:10

وقتی که ظلمت میکِشه

رو صورت خورشید نقاب

پلکاتو روی هم بذار

دنیای من آروم بخواب

فردا اگه مال تو بود

خورشیدکم آزاد بتاب

شب میگذره غمگین نباش

دنیای من آروم بخواب

برچسب: نویسنده: آرمان زارعی تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 5:10

در این گرداب غم ما را کسی یاور نمی گرددقلم خواهد بنالد از غمم، جوهر نمی گردد سکوتم با تو می گوید صدایم در نمی آیدبد است احوالم و حالم از این بدتر نمی گردد چرا حالم نمی بینی از احوالم نمی پرسی؟!نمی خوا

برچسب: نویسنده: آرمان زارعی تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 5:10

صفحه بندی